آرزو
اين سقف آسمان است كه چكه مي كند
يا جبرئيل دل شكسته است گريه مي كند
نه جبرئيل،كه آسمان به زمين است باز
از غربت و غم گل نرگس گلايه مي كند
باران كه فرش زمين خيس كرده است
شاخ درخت را براي تو شانه مي كند
آسمان در غم تو سياه شد شب و روز
اما هنوز منتظر تو فقط گريه مي كند
آقا مرا ببخش كه هر روز صبح و عصر
مرغ دلم به غير كوي تو لانه مي كند
اين مرغك چموش نداند كجا رود
ورنه زمين رها در آسمان خانه مي كند
سالهاست ديدن تو شده است آرزو
هر جمعه غم به دل پر غصه مي كند. (۱۲/۱/۹۰)
يا جبرئيل دل شكسته است گريه مي كند
نه جبرئيل،كه آسمان به زمين است باز
از غربت و غم گل نرگس گلايه مي كند
باران كه فرش زمين خيس كرده است
شاخ درخت را براي تو شانه مي كند
آسمان در غم تو سياه شد شب و روز
اما هنوز منتظر تو فقط گريه مي كند
آقا مرا ببخش كه هر روز صبح و عصر
مرغ دلم به غير كوي تو لانه مي كند
اين مرغك چموش نداند كجا رود
ورنه زمين رها در آسمان خانه مي كند
سالهاست ديدن تو شده است آرزو
هر جمعه غم به دل پر غصه مي كند. (۱۲/۱/۹۰)
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 16:28 توسط جمال
|